بازدید : 1990
دسته بندی : متفرقه
تاریخ : آبان ۲۴, ۱۳۹۶

آیه الله علّامه طباطبائى‏ گذشته از جامعیّت در علوم، جامع بین علم و عمل بود؛ یعنى مردِ حقّى بود که شراشر وجودش به حقّ متحقّق بود.

آیه الله علّامه طباطبائى‏ گذشته از جامعیّت در علوم، جامع بین علم و عمل بود؛ آنهم عملیکه از تراوشات نفسانیّه صورت گیرد و بر اساس طهارت سرّ تحقّق پذیرد. جامع بین علوم و کمالات فکریّه و بین وجدانیّات و اذواق قلبیّه و بین کمالات عملیّه و بدنیّه بود؛ یعنى مردِ حقّى بود که شراشر وجودش به حقّ متحقّق بود.
خطّ نستعلیق و شکسته ایشان از بهترین و شیواترین خطّ اساتید خطّ بود. گرچه در این اواخر بعلّت کسالت اعصاب و رعشه حاصل در دست، دست تکان داشت و خطّ مرتعش بود ولى جوهره خطّ حکایت از استادى در این فنّ را داشت. خودشان مى‏فرمودند: قطعاتى از خطّ زمان جوانى مانده‏است که وقتى به آنها نگاه مى‏کنم در تعجّب مى‏افتم که آیا این خطّ من است؟
در علوم غریبه، در رَمْل و جَفْر وارد بودند؛ ولى دیده نشد که عمل کنند. در علم اعداد و حساب جُمَل به ابْجَد و طرق مختلف آن، مهارتى عجیب داشتند.
در جَبر و مقابله و هندسه فضائى و مسطّحه و حساب استدلالى سَهمى بسزا داشتند. و در هیئت قدیم استاد بودند؛ بپایه‏اى که به آسانى مى‏توانستند استخراج تقویم کنند، علّامه طباطبائى در ادبیّات عرب و معانى و بیان و بدیع استاد بودند.
در فقه و اصول استاد بودند و ذوق فقهى بسیار روان و نزدیک بواقع داشتند. و دوره‏هائى از فقه و اصول را نزد استادانى چون مرحوم آیه الله‏ نائینى‏ و مرحوم آیه الله‏ کمپانى‏ خوانده بودند، و نیز از فقه آیه الله‏ اصفهانى‏ بهرمند شده‏اند؛ و مدّت این دوره‏هاى از درس مجموعاً به ده سال کشیده شد.
و استاد وحید ایشان در فلسفه، حکیم متألّه معروف مرحوم‏ آقا سیّد حسین بادکوبه‏اى‏ بوده است که سالیانى دراز در نجف اشرف در معیّت برادرشان مرحوم آیه الله آقا حاج سیّد محمّد حسن طباطبائىّ إلهى نزد او بدرس‏و بحث مشغول بوده‏اند؛ و چون «أسفار» و «شفاء» و «مشاعر» و غیرها را نزد او خوانده‏اند.
مرحوم حکیم بادکوبه‏اى به ایشان عنایتى خاصّ داشته است و براى تقویت برهان و استدلال، ایشانرا امر کرده است که علوم ریاضى را دنبال کنند. و امّا معارف الهیّه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد عارف عالیقدر و کم نظیر یا بى نظیر، مرحوم آیه الحقّ‏ حاج میرزا على آقا قاضى‏ قدَّس اللَه تربتَه الزّکیّه آموخته‏اند؛ و در سیر و سلوک و مجاهدات نفسانیّه و ریاضات شرعیّه تحت نظر و تعلیم و تربیت آن استاد کامل بوده‏اند.
رویه و روش علامه طباطبایى در دروس‏
بارى، عظمت و ابّهت و سکینه و وقار در وجود ایشان استقرار یافته، و دریاى علم و دانش چون چشمه جوشان فَوَران مى‏کرد. و پاسخ سؤالها را آرام آرام مى‏دادند؛ و اگر چه بحث و گستاخى ما در بعضى از احیان بحدّ اعلا مى‏رسید، ابداً ابداً ایشان از آن خطّ مشى خود خارج نمى‏شدند؛ و حتّى براى یک دفعه تُنِ صدا از همان صداى معمولى بلندتر نمى‏شد، و آن ادب و متانت و وقار و عظمت پیوسته بجاى خود بود و جام صبر و تحمّل لبریز نمى‏گشت.
خاطره اولین دیدار علامه طهرانی با علامه طباطبایی(ره)
اشتیاق ما براى دیدار و ملاقات با او زیاد شد؛ و مترصّد بودیم بمنزلش برویم و به بهانه‏اى از او دیدار کنیم. تا آنکه یکى از دوستان ما که در مدرسه رفت و آمد داشت و فعلًا از علماى رشت مى‏باشند، یکروز بحجره آمده و گفتند: آقاى طباطبایی از زیارت مشهد برگشته، بیا بدیدنش برویم!
چون بمنزل ایشان وارد شدیم، دیدیم که این رجُل معروف و مشهور همان سیّدى است که ما همه روزه در کوچه‏ها در بین راه او را مى‏دیدیم، و ابدا احتمال نمى‏دادیم که او از اهل علم باشد، فضلًا از تبحّر در علوم.
با عمامه بسیار کوچک از کرباس آبى رنگ، و تکمه‏هاى باز قبا، و بدون جوراب، با لباس کمتر از معمول، در کوچه‏هاى قم تردّد داشت؛ خانه نیز بسیار محقّر و ساده. ما معانقه کردیم و نشستیم و گفتگو و سخن از اطراف و جوانب پیش آمد، دیدیم: نه، واقعاً این مرد، جهانى است از علم و درایت و ادراک و فهم؛ و براى ما خوب مشهود شد که‏ در همان مجلس، شیفتگى و ارادت به ایشان یکباره اوج گرفت، و تقاضا نمودیم یکدرس خصوصى فلسفه براى ما بیان کنند، که آزادانه بتوانیم در بین درس به بحث و گفتگو پرداخته، و اشکالى در مطلب باقى نماند.ایشان با کمال بزرگوارى پذیرفتند.۲

هر آنکو ز دانش برَد توشه‏اى‏ جهانیست بنشسته در گوشه‏اى‏

منبع :
۱ـ کتاب مهر تابان ، ص ۱۳،۱۶،۲۰،۲۱٫۲۲

لینک کوتاه این مطلب :