بازدید : 1342
دسته بندی : مطالب ویژه
تاریخ : دی ۲۲, ۱۳۹۵

در مطلب قبل دوتا از احادیثی که به گمان ناظم العقیلی درباره اثبات امامت مهدیین است را ذکر کردیم. حال این احادیث را مورد برسی قرار میدهیم

در مطلب قبل دوتا از احادیثی که به گمان ناظم العقیلی درباره اثبات امامت مهدیین است را ذکر کردیم.

حال این احادیث را مورد برسی قرار میدهیم

اولا : این هم از خیانت های  ناظم العقیلی میباشد . زمانی که نام کتابش را چهل حدیث گذاشته است باید به این معنا باشد که چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام باشد . اما میبینیم که بسیاری از این مطالب جزو روایات معصومین نبوده . و اینها علاوه بر اعتماد و  نقل از کتب عامه ی عمیاء ، از اقوال گمراهان و دشمنان اهلبیت( ع )نیز نقل میکنند و این چنین روایات را چهل حدیث در اثبات امامت مهدیین نامگذاری میکنند !!!

و جالب این که وضع حدیث دومی، بدتر از حدیث اولی است، کلامی از عبدالله پسر عمر بن خطاب لعنه الله علیهما   را به عنوان حدیث نقل کرده اند، و آن را برای خود وهمدستانش حجت دانسته است .  البته اری ، از نواصب بیش از این توقعی نیست .

اعتماد بر کتب  و روات نواصب و جنگ با  روات شیعه …

بله این دو حدیث، از معصوم نقل نشده است، و بنابراین هیچ حجّیتی بر ما ندارد، و ما هیچ نیازی به اعتماد و قبول کردن آن نداریم، چه شود به خاطر این گفته، بخواهیم دین خود را از دست بدهیم!
اما از آنجا که العقیلی خودش خوب می داند که هیچ حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و دیگر اهل بیت ندارد، برای دعوت مردم به دین اش، مجبور است که به گفتار نواصب پناه ببرد. آن هم چه کسی، کعب الاحبار: از نفرات رؤوس  وارد کنندگان اسرائیلیات و دروغ ها و بافته های فکری خودشان، در اسلام و منابع عامه  .  و ابن عمر معلوم الحال …

شکر خدا که ما پیرو ثقلین هستیم و نه پیرو کعب الاحبار.
واقعا اتباع احمد بصری از خود نمی پرسند، که چرا ما پیرو احادیث پیامبر خدا نباشیم و به دنبال گفته های کعب  و ابن عمر بیفتیم! و بدتر از آن، اینکه این گفته ها را به عنوان «حدیث» پخش کنیم .
تازه آن هم از کتاب قاضی نعمان که حال کتاب او از کسی پنهان نیست .و آن جا هم از یکی از بزرگ ترین دشمنان اهلبیت (ع )روایت کرده است. یعنی نور علی نورِ احادیث امامان در کتب شیعه را زیرپا می گذارند و به سمت این گونه ظلمات اندر ظلمات کعب و ابن عمر می روند.
و العقیلی در آخر، برای توجیه این کارش، عذری بدتر از گناه آورده و گفته است: « احتمالا این حدیث کعب الاحبار مسموع از رسول الله است »

یا  للعجب … !!! کعب خودش با همه دروغ گویی اش، لا اقل دیگر در این حدیث، به رسول خدا، تهمت نزده، و به ایشان نسبت نداده است، و اما العقیلی ابایی از این گونه تهمت ها ندارد و غلطی را که کعب هم نکرده او انجام داده است تا ثابت کند پا جای پای کعب الاحبار ها و ابوهریره ها گذاشته است.
و جالب تر اینکه در حدیث ۴ کتابش(چهل حدیث) از ابوبصیر ، ادعا کرده بود که احادیث مهدیین راز بوده و فقط به افراد مورد اعتماد گفته شده است، حال انصار آیا جا ندارد که از خودتان بپرسید که آیا کعب مورد اعتماد بوده؟! و دیگر اصحاب نبودند، ابابصیر نبوده؟! کی می خواهید کمی تفکر کنید! ، در دینی جدیدی که بخاطر ان به ارتداد رفتید ؟!!!

وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ

والحمد لله رب العالمین

لینک کوتاه این مطلب :