بازدید : 1302
دسته بندی : دسته‌بندی نشده
تاریخ : دی ۱۱, ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم

مشروعیت توسل به نبی مکرم اسلام (ص) و اولیاء را بصورت کامل ذکر کردیم که در این بین تصریحات زرگان اهل سنت و وهابیت را نیز آوردیم که همه دلالت بر جواز توسل و استغاثه داشت . پس از آن دیدگاه صحابه در خصوص توسل واستغاثه را نیز ذکر کردیم و ثابت شد که نه تنها آنها استغاثه به قبر رسول خدا (ص) را جایز می دانستند بلکه مردم را نیز به این کار راهنمایی می کردند . در قسمت وهابیت سایت شیعه نویس می توانید به اسناد آن دسترسی داشته باشید .

یکی دیگر از صحابه عظیم الشأن ( نزد مخالفین مذهب اهل البیت علیهم السلام ) عمربن الخطاب است  که وی قائل به جواز توسل به من دون الله بوده است و خود نیز برای رهایی از خشکالی به عموی  پیامبر توسل کرده است   .

قبل از آنکه  اسناد توسل عمر بن خطاب  را رائه دهیم  لازم  است  دیدگاه وهابیت در خصوص توسل را یاد آوری کنیم  :

 

محمد بن عبدالوهاب  (امام وهابیت) می گوید  :

وأما کلام أهل العلم فقد ذکر فی ( الإقناع ) فی باب حکم المرتد إجماع المذاهب کلهم على أن من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم أنه کافر مرتد حلال المال والدم

الرسائل الشخصیه، ج ۱، ص۱۴۷

مذاهب اجماع دارند که هر کس بین خود و خدای خود واسطه ای قرار دهد و از آن بخواهد ، کافر ،مرتد ،خون ومالش مباح خواهد  بود .

و اما واسطه قرار دادن  عموی  پیامبر  برای  طلب باران  توسط  عمر بن الخطاب :

 

بخاری  در  صحیح  خود  روایت  می کند :

حدثنا الحسن بن محمد قال : حدثنا محمد بن عبد الله الانصاری ، قال : حدثنی أبی عبد الله بن مثنی عن ثمامه بن عبد الله بن انس « أن عمر بن خطاب کان إذا قحطوا استسقی  بالعباس بن عبد المطلب فقال : اللهم إنا کنّا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا وإنا نتوسل إلیک بعمّ نبینا فاسقنا ، قال : فیسقون .

عمربن خطاب هر زمان گرفتار قحطی می شد ، به وسیله عباس بن عبد المطلب از خداوند طلب باران می کرد . عمر دعا می کرد : خدایا ما در زمان رسول خدا (ص)  همیشه به ایشان متوسل می شدیم و تو برایمان باران می فرستادی و سیراب می کردی و الان ما به عموی پیامبر (ص) متوسل می شویم ؛ پس خدایا برای ما باران بفرست و ما را سیراب کن . راوی می گوید : باران هم آمد .

صحیح بخاری ج ۲ ص۲۷

 

 

 

سوال  ما  از وهابیت  :

چرا  خلیفه دوم  بین  خود و خدای خود واسطه قرار  داد!؟ آیا نمی توانست  مستقیما از خدا طلب باران  کند !؟ مگر عمر نمیدانست  که خدا از رگ گردن هم به او نزدیک تر است !؟ مگر خدا صدای عمر نمی شنید !؟ پس چرا  به نزد عباس عموی پیامبر رفت !؟

وهابیت  توجیهاتی  نسبت  به این  روایت  دارند  که در مطلب بعد آنها  را ذکر  خواهیم  کرد و بصورت مستند پاسخ خواهید  داد .

باما همراه باشید …

 

لینک کوتاه این مطلب :