بازدید : 1588
دسته بندی : عقاید شیعه
تاریخ : آذر ۱۰, ۱۳۹۵

ابوالحسن علی بن موسی ملقب به رضا ودهمین معصوم از چهارده معصوم هستند کنیه ایشان ابوالحسن ثانی است چرا که کنیه امام موسی کاظم نیز ابوالحسن است.

sis3_emam-reza_by_shiagraphic

ابوالحسن علی بن موسی ملقب به رضا ودهمین معصوم از چهارده معصوم هستند کنیه ایشان ابوالحسن ثانی است چرا که کنیه امام موسی کاظم نیز ابوالحسن است.

از جمله القاب ایشان رضا, صابر,رضی, فاضل وصدیق, عالم آل محمد,غریب الغربا,شمس الشموس ومعین الضعفا می باشد ایشان در سال ۱۴۸ ه .ق در شهر مدینه به دنیا آمدند پدر ایشان امام موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان ونام مادر ایشان بانویی به نام نجمه که القابی چون(تکتم, سکن,صقره ,اروی,شقرا,ام البنین وطاهره) نیز داشته بودند که از اهالی نویه است که پس از ورود به خانه امام موسی کاظم وی را نجمه نامیدند ولادت ایشان روز ۱۱ذی القعده به روایات متعددی صورت گرفته ودر همان سالی است که پدر بزرگ ایشان یعنی امام جعفر صادق به شهادت رسیدند .
یکی از القاب مشهور ایشان رضا است وبه این دلیل شهرت زیادی دارد که خداوند ,دوستان وحتی دشمنان ایشان از او راضی وخشنود بودند.

دوران کودکی وجوانی این امام بزرگوار در مدینه گذشت . اخلاق نیکو, دانش فراوان ,ایمان وعبادت بسیار وپاسخ گویی به سؤالات علمی ومذهبی بسیار سخت از جمله خصوصیات بارز ایشان بود. ایشان بسیار خوش سخن وخوش اخلاق بودند ودر گفته های خود نکات پند آموز و دقیق را بیان می کردند آن حضرت در سن ۳۵ سالگی به امامت رسیدند مدت امامت این امام بزرگوار ۲۰سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:
۱_ ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.
۲- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.
۳- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.
دوران حیات امام رضا اوج گرایش مردم به دینداری و اهل بیت بود. در این دوران  مامون که از همه حاکمان حکومت عباسی زیرک تر و دانا تر به فقه وکلام بود روزی ادعای تشیع کرد اما کم کم نقاب از چهره برداشت و پس از رسیدن به قدرت برای پایداری حکومتش تصمیم گرفت با امام رضا ویارانش به گونه ای دیگر برخورد نماید پس برای امام نامه نوشت وحضرت را به ولی عهدی خود منصوب کرد.

مأمون مصمم گردید امام رضا علیه السلام را به مرو (مقر حکومت) خود بیاورد و با آن حضرت رنگ دوستی و محبت گیرد و ضمن استفاده از موقعیت علمی و اجتماعی آن فروغ امامت؛ ارتباطات و فعالیت های ایشان را در نظر گیرد و در واقع برای رسیدن به اهداف شوم خویش ابتکار نوینی را در جلوگیری از رشد نهضت علمی و فرهنگی امام به مرحله اجرا بگذارد. مأمون نخست پیشنهاد خلافت به امام کرد ولی آن حضرت شدیداً احتراز نمود و این کوشش ها مدت دو ماه ادامه یافت که امام همچنان امتناع می ورزید و چون نتوانست حضرت را به قبول خلافت متقاعد نماید؛ خواست تا ولایت عهدی را پذیرا باشد این بار نیز امام مخالفت کرد و مأمون برای تحقق این منظور از اطرافیان و یاران کمک خواست و فضل بن سهل و برادرش حسن را از این امر آگاه نمود، آن دو وقتی اصرار مأمون را در این باره دیدند از مخالفت باز ایستادند و به نمایندگی از سوی خلیفه روانه مدینه شدند و با امام مذاکره کردند. حضرت اجتناب فرمود ولی بر اثر اصرار آنان ناگزیر پذیرفت. زیرا آنان از راه تهدید وارد شدند.
امام قبل از هجرت چندین بار نزد قبر حضرت رسول(ص)حاضر شدند وبه گونه ای زیارت کردند که همه فهمیدند این سفر مورد رضایت ایشان نیست وبه همه اقوام خود فرمودند بر من گریه کنید چون که دیگر به مدینه باز نخواهم گشت. امام رضا در این سفر کوشید تا مردم را با اسلام, قرآن, شیعه واخلاق و آرمانهای اسلامی آشنا کند شرکت در جلسات بحث وگفتگو با دانشمندانی که از گوشه و کنار دنیا می آمدند از جمله فعالیتهای امام در آن زمان بود که این کار کم کم خشم مامون را برانگیخت تا اینکه بالاخره این امام بزرگوار  را در سن ۵۵ سالگی در شهری بنام طوس واقع در خراسان ایران که امروزه به نام مشهد الرضا شهرت دارد و در آخر صفر سال ۲۰۳ه.ق مسموم کردند وبه شهادت رساندند.

لینک کوتاه این مطلب :