بازدید : 726
دسته بندی : عقاید شیعه
تاریخ : آذر ۲۰, ۱۳۹۵

از ویژگیهای فعل خدا صدور آن به نحو تجلی است نه تجافی. معنای صدور فعل به نحو تجافی این است که فعل از مبدأ خود جدا شده انتقال می‏یابد، به گونه‏ای که دیگر در نزد او نیست؛ مانند نزول باران از آسمان که وقتی به زمین رسید دیگر وجود مادی آن در آسمان نیست

معنای صدور فعل به نحو تجلی این است که آنچه در نزد خداست در عین حال که اصل و حقیقت آن نزد اوست رقیق شده و تنزل یافته‏اش برای دیگران تجلی کرده، آشکار شود؛ مانند نزول قرآن کریم در شب قدر بر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم که اصل و حقیقت آن نزد خدا بوده و هست و مرتبه رقیق و نازل آن برای استفاده افراد عادی در قالب الفاظ و کلمات بر آن حضرت فرود آمد.

مثلاً اگر حکیم یا متکم و محدّثی مطلب عمیقی از عقل یا نقل را که جزو معارف بلند اسلامی است در عاقله خود بپروراند و برای فهماندن به دیگران آن را به صورت گفتار یا نوشتار در قالب الفاظ یا نقوشی ساده القا کند یا مجتهدی مطلب عمیق فقهی را به صورت مسئله‏ای ساده عنوان کند، به این معنا نیست که چیزی به نام علم یا ملکه اجتهاد از جان و روح عالم و مجتهد جدا شده و به دیگران رسیده به گونه‏ای که جای آن در جان عالِم یاد شده خالی است، بلکه به این معناست که معارف و حقایقی از او تجلّی کرده و تنزل یافته است و دیگران از آن بهره‏مند شده‏اند. صدور افعال الهی نیز به نحو تجلی است نه تجافی و جدایی و انتقال.

امیر مؤمنان، علی(علیه‌السلام) درباره تجلی خدا در آفریده‏های خود چنین می‏فرماید: خدای سبحان با آفرینش خود برای بندگانش تجلی کرده است؛ «الحمد لله المتجلّی لخلقه بخلقه»[۱]، قرآن نیز که کتاب تدوینی و آفریده خداست تجلی اوست؛ «فتجلّی لهم سبحانه فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه بما أراهم من قدرته»[۲]؛ خدای سبحان با ارائه قدرت خویش در کتابش برای بندگان خود جلوه کرد بدون اینکه او را ببیند.

قرآن در باره تجلی خدا در کوه طور چنین می‏فرماید: (فلمّا تجلّی ربَّه للجبل جَعَله دکّاً و خرّ موسی صَعِقاَ)[۳]؛ پس چون پروردگار او [موسی] به کوه جلوه کرد، آن را ریزریز ساخت و موسی مدهوش بر زمین افتاد. حضرت امام، زین العابدین(علیه‌السلام) نیز نزول جناب عزرائیل را برای قبض ارواح از سنخ تجلّی می‏داند؛ «تجلّی ملکُ الموت لقبضها من حجب الغیوب»[۴]؛ و فرشته مرگ برای قبض ارواح از پشت پرده‏های غیب تجلی کرد.

گفتنی است که بر اساس آموزهای قرآنی و روایی ، بازگشت هر گونه آفرینش و صدور هر فعلی از خدا حتی باران به صبغه تجلی است نه سبک تجافی؛ زیرا قرآن می‏فرماید: (و إن من شی‏ءٍ إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقَدَرٍ معلومٍ)[۵]؛ و هیچ چیز نیست جز آن‏که گنجینه‏های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏ای معیّن فرو نمی‏فرستیم؛ یعنی قضای آن همچنان محفوظ است و قَدَر و اندازه‏گیری شده آن فرود آمده است و چون اصل هر چیزی نزد خداست و هر چیزی که نزد خداست مصون از گزند دگرگونی است؛ (ما عندکم یَنْفَدُ وما عندالله باقٍ)[۶]. بنابراین اساس آفرینش اشیا تجلّی است، نه تجافی.

منابع :

۱ ـ نهج‏البلاغه، خطبه ۱٫

۲ ـ همان، خطبه ۱۴۷٫

۳ ـ سوره اعراف، آیه ۱۴۳٫

۴ ـ صحیفه سجادیه، دعای ۴۲٫

۵- سوره حجرف آیه۲۱٫

۶- سوره نحل ، آیه ۹۶٫

لینک کوتاه این مطلب :