بازدید : 1967
دسته بندی : پرسش و پاسخ
تاریخ : آذر ۲۶, ۱۳۹۵

علماى شیعه نیز با توجّه به احادیث نهى، از ذکر اسم خاص آن حضرت، پرهیز کرده اند، ولى در مورد زمان و مدّت این نهى، اختلاف دارند .

نام بردن از امام عصر (عج) به چند صورت امکان پذیر است:

۱٫ یاد کردن ایشان در کتاب‌ها؛
۲٫ یاد کردن ایشان به کنایه؛ مثلاً‌ بگوید اسم او اسم رسول خدا است؛
۳٫ یاد کردن نام ایشان در مواقع خوف و خطر که ممکن است ضرر جانی برای امام (عج) یا آن فرد داشته باشد؛ مانند یاد کردن نام ایشان در دوران غیبت صغرِی
۴٫ یاد کردن نام آن حضرت در حالتی که ترسی در کار نیست و تقیه لازم نیست؛ مانند دوران ما.

مورد اول و دوم به اتفاق علما اشکالی ندارد؛ زیرا علمای شیعه بالاجماع با این کار مخالفت نکرده‌اند. مورد سوم نیز به اتفاق نظر علمای شیعه اشکال دارد و حرام است. اما درباره مورد چهارم اختلاف نظر وجود دارد. برخی از علمای شیعه معتقدند که این کار اشکال دارد و برخی معتقدند که اشکالی ندارد؛ به عنوان مثال علامه مجلسی معتقد است که کلاً یاد کردن امام زمان (عج) با نام ” محمد” اشکال دارد؛ چه در دوران غیبت صغری و چه در دوران غیبت کبری. (۱)
در مقابل بعضی از فقهای بزرگ شیعه معتقد است که منع تلفظ به نام مهدی (عج) تنها از روی تقیه بوده است و اکنون دیگر این تقیه وجود ندارد و در نتیجه این منع هم برطرف شده است.(۲)
با توجه به مقدمه مذکور باید بگوییم در برخى از احادیث، علت این نهى نیز ذکر شده است. در حدیثی از امام باقر (ع) به نقل از حضرت علی (ع) می خوانیم که درباره نام حضرت فرموده اند: «هُوَ مِمَّا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ فِی عِلْمِه‏» (۳) «نام امام مهدى (عج) از اسرارى است که خداوند نزد پیغمبر ودیعه گذارده » و پیامبر(ص) اجازه ى ذکر آن را نداده اند.
در حدیثی دیگر از امام رضا (ع) می خوانیم که: « وَ إِنَّمَا نَهَیْتُکُمْ عَنِ التَّصْرِیحِ بِاسْمِهِ الْخَفِیِّ‌ عَنْ أَعْدَائِنَا فَلَا یَعْرِفُوهُ‌» (۴) «شما را از تصریح به اسم آن حضرت نهى کرده ایم تا اسمش بر دشمنان ما مخفى بماند و آنان او را نشناسند».
علماى شیعه نیز با توجّه به احادیث نهى، از ذکر اسم خاص آن حضرت، پرهیز کرده اند، ولى در مورد زمان و مدّت این نهى، اختلاف دارند .

والحمد لله رب العالمین

منابع:
۱٫ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص ۳۲٫
۲٫ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۳، ص ۳۲۶٫
۳٫ بحارالانوار، همان، ج‏۵۱، ص ۳۴٫
۴٫ محدث نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ، ۱۴۰۸ق، ص ۲۸۵٫

لینک کوتاه این مطلب :