بازدید : 1930
دسته بندی : عقاید شیعه
تاریخ : آذر ۲۲, ۱۳۹۵

خدای سبحان در نزول فیض(رحمت خاص) بر اهل تقوا یا عذاب بر اهل کفر وعصیان مختار است و در کارخویش هرگز مُلزَم و موجَب نیست یعنی کسی امکان فشار واجبار کردن خداوند را ندارد؛ زیرا همه رحمت ها از ذاتی نشئت می‏ گیرد که قدرت عین آن ذات است.

پس فرض این‏که خداوند در افعال خود مضطرّ و موجَب باشد باطل است؛ زیرا اگر ذات واجب عین قدرت است و چنین خواسته که فیض دائم داشته باشد و هرگز فیض از او جدا نشود، توان چنین کاری را دارد و این دوام فیض مؤکّد قدرت اوست؛ نه اینکه در افاضه دائم مجبور باشد.

اصلاً فرض اجبار مستلزم محدود بودن قدرت و در نتیجه متناهی بودن از ذات باری‏تعالی است در صورتی که بی‏نهایت بودن خدا و نامحدود بودن قدرت وی که عین ذات اوست جایی برای غیر نمی‏گذارد تا آن غیر چیزی را بر خدا تحمیل کند.

حضرت نوح(علیه‌السلام) در جواب قوم خود که به او گفتند: (… فأتنا بما تَعدنا إن کنت من الصادقین) اگر راست می‏گویی تهدید خود را پیش‏آور گفت: (إنّما یأتیکم به الله إن شاء وما أنتم بمعجزین)[۱]؛ اگر خداوند بخواهد عذاب تهدیدی را پیش می‏آورد و شما توانایی جلوگیری از آن را ندارید؛ یعنی خداوند در تعذیب کافران، قادر مطلق و مختار محض است و این عذاب نه در دست من است، نه به دست دیگری، بلکه تنها در یَد قدرت خداست؛ زیرا ذات آن حضرت عین قدرت نامتناهی است و در قبال قدرت نامحدود الهی قدرتی دیگر نیست که بر قادر مطلق اِعمال قدرت کند.

بنابراین، خدای سبحان در ایصال رحمت و تعذیب، ملزم و موجَب نیست چه بادوام و مستمر باشد یا محدود و موقت. پس خارج از قلمرو قدرت نامتناهی خداوند چیزی نیست چون بیرون از نامحدود فرض صحیح ندارد و هر چه سهمی از هستی دارد خواه در منطقه طبیعت، یا در قلمرو مثال و خواه در بخش تجرّد تام عقلی همگی سپاه و ستاد الهی‏اند و عصیان در برابر فرمان خدا ندارند.

منابع :

۱ ـ سوره هود، آیات ۳۲ـ ۳۳٫

لینک کوتاه این مطلب :