بازدید : 1967
دسته بندی : عقاید شیعه
تاریخ : آذر ۳۰, ۱۳۹۵

بحث شرور و گناهان از آن جهت دارای اهمیت خاصی است که عدم فهم صحیح آن با اصول اعتقادی هر موحدی، مانند توحید افعالی، عدل الهی، حکمت الهی و نظام احسن، ناسازگار است.

اگر فاعلیت و خالقیت خدای سبحان نسبت به همه اشیا و افعال، عمومیت دارد، پیدایش شرور تکوینی و گناهان بشری چگونه توجیه می‏شود؟

قبل از پرداختن به تحلیل مبسوط این بحث و ارائه پاسخ‏های مستدلّ، بیان چند نکته ضروری است:

الف. اهمیت بحث. بحث شرور و گناهان از آن جهت دارای اهمیت خاصی است که عدم فهم صحیح آن با اصول اعتقادی هر موحدی، مانند توحید افعالی، عدل الهی، حکمت الهی و نظام احسن، ناسازگار است.

از سوی دیگر، بسیاری از عقاید شرک آلود و افکار انحرافی، مانند اعتقاد به یزدان و اهریمن، پندار تفویض و… برخاسته از تحلیل ناصحیح مسئله شرور و سیئات است.

باید توجه داشت که تحلیل این مسئله در هر یک از اصول یاد شده، بحث مستقلّی را می‏طلبد و نمی‏توان به آنچه در یک بحث گفته شده در بحث دیگر به آن اکتفا کرد؛ زیرا ممکن است جوابی در ارتباط با یک اصل به حلّ مسئله کافی باشد و در اصل دیگر کافی نباشد.

آنچه اکنون مورد توجه و پاسخگویی ماست، ناسازگاری شرور تکوینی و ارتکاب گناهان با توحید خالقیت است؛ یعنی براساس اینکه هیچ خالقی غیرخدا وجود ندارد. پس شرور تکوینی و تشریعی، مخلوق کدام خالق‏اند؟

ب. نسبت بین خیر و وجود و شرّ و عدم ِ خیر، مساوی بلکه مساوق با وجود است(یعنی عین وجوداست)؛ یعنی هر خیری وجود، و هر وجودی خیر است؛ اما شرّ، مساوی با عدم نیست، بلکه خاص تر از عدم است؛ یعنی هر امر شرّی، عدمی است، ولی هر امر عدمی شرّ نیست.

نسبت بین خیر و شر نیز عدم و ملکه است. بنابراین، خیر و شر، همسان وجود و عدم که نقیض یکدیگرند، نقیض هم نیستند.

بین خیر و نفع و بین شر و ضرر نیز تفاوت است. خیر و شر به لحاظ هدف و پایان‏کار مطرح می‏شوند و نفع و ضرر، به لحاظ متن راه و نحوه رسیدن به هدف، مورد توجه‏اند. با تحلیل دقیق، نفع و ضرر، مانند خیر و شر به وجود و عدم برمی‏گردند، ولی به لحاظ راه نه به لحاظ هدف؛ مانند هدایت و ضلالت که هدایت امر وجودی و ضلالت امر عدمی است و هر دو نسبت به راه سنجیده می‏شوند، به خلاف سعادت و شقاوت که معمولاًبه لحاظ هدف و پایان راه مطرح‏اند.

باید توجه داشت که وجود و عدم گاه حقیقی است و زمانی اعتباری، و بازگشت خیر و شر به وجود و عدم حقیقی است نه اعتباری، برخلاف حُسن و قبح که از مسائل حکمت عملی و از امور ارزشی است.

بنابراین، خیر و شر در حکمت نظری و دانشی مطرح‏اند و حسن و قبح در حکمت عملی و ارزشی؛ هرچند گاه این تفاوت در طرح مسائل ملاحظه نمی‏شود و عنوان خیر و شر در حکمت عملی راه می‏ یابد.

 

لینک کوتاه این مطلب :