بازدید : 1937
دسته بندی : مقالات
تاریخ : آذر ۲, ۱۳۹۵

شیخ عبدالعزیز کامل قصد دارد نشان دهد باورهای شیعیان بر خلاف باورهای اسلامی است، اما با دقت در کلمات آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی می‌توان دریافت آنچه شیخ کامل درباره شیعه می‌گوید مجموعه‌ای از توهمات و تهمت‌هایی است که با دیدگاه علمی قابل اثبات نیست و تأکید اصلی فرقه شیعه که توسط پیامبر اکرم(ص) پایه گذاری شده است بر مفاهیم اصیل اسلامی بوده است.

قدرت گرفتن گروه‌های نظامی و تروریستی وابسته به وهابیت در دو دهه گذشته، بحث‌ها بر سر مشروعیت مذهبی این گروه‌ها و تفکرات را نیز دامن زده است. آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر روز یکشنبه نهم آبان ماه سال جاری با اشاره به خطر وهابیت گفته‌اند: «خطر وهابیت برای آن است که او نه خودش را شناخت، نه خدا را شناخت، نه پیغمبر و نه دین را شناخت؛ اینان هم برای خود و هم برای دیگران آسیب‌رسان هستند».

یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که علمای وهابی بر سر راه شیعیان ایجاد می‌کنند، زیر سؤال بردن ریشه مذهب تشیع است. همین تخطئه سبب شده که کشتن شیعیان از سوی تروریست‌های وهابی مشروع و مقرون به صواب و ثواب فرض شود.

ریشه تشیع

دکتر عبدالعزیز بن مصطفی کامل از نویسندگان مصری و عضو هیأت تحریریه «مجله البیان» است. شیخ عبدالعزیز کامل فوق لیسانس خود را از عربستان سعودی دریافت کرد و دکترای خود را در شریعت اسلامی در دانشگاه الازهر مصر به پایان رساند. وی آثار مختلفی به چاپ رسانده است. از جمله در یکی از آثار مکتوب خود که در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسیده است به اعتقادات شیعیان و مسأله ایران می‌پردازد. عبدالعزیز کامل در کتاب خود بر این نظریه قدیمی تأکید می‌کند که مؤسس شیعه عبدالله بن سبا یهودی است که اساس اسلام آوردن او از روی نفاق و در دوره خلیفه سوم بود و قصد او از اسلام آوردن، دامن زدن به شعله‌های فتنه در میان مسلمین بود. عبدالله بن سبا قصد داشت تا از راه غلوّ درباره اهل بیت به اختلافات بین مسلمانان دامن بزند.[۱] آن‌گونه که در برخی از منابع اهل سنت آمده است، عبدالله بن سبا ملقّب به ابن سوداء، از یهودیان یمن بود که به حجاز آمد. هدف اصلی او از این سفر، تحریک مردم علیه عثمان بود. تا جایی‌که مردم علیه او قیام کردند و او را کشتند. از نگاه عبدالعزیز کامل گروه‌های زیادی از مردم که دلشان مریض بود در عراق به همین واسطه به تشیّع گرایش پیدا کردند. تأکید اصلی عبدالله بر محبت اهل بیت و مطالبه حقوق آنها بود. وی معتقد است اصل این مطلب، در شریعت اسلامی کاملا منضبط است اما عبدالله بن سبا در تدوین عقاید شیعه، پا را از حدود شرعی بیرون گذاشت و راه غلوّ را درباره علی و فرزندانش باز نمود. یعنی همان سیاستی که یهودیان برای به انحراف کشاندن مسیحیت به وسیله غلوّ در عقاید خود مسیحیان در باب مسیح و مادرش انجام دادند.

از همین رو بود که گروهی از کسانی که خود را به تشیع نسبت می‌دادند به خدا بودن علی معتقد شدند و بر این باور بودند که علی نیز همچون مسیح به دنیا باز می‌گردد. گروهی دیگر از متشیّعه بر این باور بودند که علی و فرزندانش در ولایت امر مسلمین پس از نبی اکرم(ص) تا آخرالزمان بر دیگران ولایت دارند. همانطور که شیعه ۱۲ امامی نیز چنین بر این باورند و معتقدند کسی که چنین اعتقادی ندارد کافر است. البته شیعیان زیدی، تنها معتقد به افضلیت امام علی(ع) و اولویت او نسبت به جانشینی پیامبر(ص) هستند ولی از اهل سنت که خلافت بلافصل علی(ع) را نپذیرفتند اظهار تبرّی نمی‌کنند.

شیخ عبدالعزیز کامل به انشعابات شیعه تا نزدیک به ۲۳ فرقه اشاره می‌کند؛ فرقه‌هایی همچون امامیه، زیدیه، اسماعیلیه، مکارمه، نصیریه، دروزیه، بهائیت، بهره و قرامطه. وی تأکید می‌کند که عقاید تمام این گروه‌ها بر غلو درباره شخص علی‌بن ابی‌طالب(ع) استوار است؛ اگر چه درجات غلو هر فرقه متفاوت است. البته بعضی از فرقه‌های شیعه از بین رفته است و بعضی دیگر در قالب تعدادی محدود وجود دارند. در این میان اما بیش از همه شیعیان امامی هستند که تعدادشان به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد و در کشورهای ایران، عراق، لبنان، افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند. وی معتقد است به تازگی تعداد زیادی از شیعیان زیدی یمن به واسطه حرکت حوثی‌ها در یمن به شیعه دوازده امامی تغییر گرایش داده‌اند.[۲]

عبدالعزیز کامل با اشاره به بعضی از اعتقادات شیعیان همچون امامت و عصمت، مقدّس دانستن قبور را یکی از عقاید شیعه معرفی نموده و در توضیح آن می‌گوید:

«قبور ائمه آل‌البیت در اعتقاد شیعیان مقدّس است و زیارت این قبور از بزرگ‌ترین وسیله‌های تقرّب به خداوند است؛ خصوصا قبر حسین در کربلا؛ و این قبور و شهرهایی که در آن واقعند از تمام مقدّسات برای آنان مقدّس‌تر است؛ حتی از کعبه و مکّه!»[۳]

کفر عموم اهل سنت، باور به تحریف نصّ یا معنای قرآن، مباح بودن دروغ (به اسم تقیّه) از دیگر باورهایی است که وی به شیعیان نسبت می‌دهد.

 

آیت‌الله العظمی جوادی آملی و منشأ تشیع

واقعیت آن است که باور شیخ کامل به هیچ وجه با تحقیق در منابع سازگار نیست و سخنان وی بیش از آنکه از روی تحقیق باشد، برداشتی ناقص و مغرضانه در جهت تخریب هویت شیعه است. آیت‌الله جوادی در آثار خود با تکیه بر روایات نقل شده از پیامبر اسلام به خوبی نشان می‌دهد که به لحاظ زمانی، تشیع از زمان پیامبر اکرم آغاز شده است. این سخن را می‌توان از روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده و حتی ایشان لفظ «شیعه» را به کار برده‌اند برداشت کرد.

همچنین آیت‌الله جوادی آملی صرفا به این دست روایات تکیه ننموده و به لحاظ نظری نیز در بحث ولایت و امامت به تفصیل سخن می‌گوید. ایشان اصل تشیع و خصوصا مسأله پذیرش ولایت امیرالمؤمنین را به عنوان جانشین بلافصل پیامبر اکرم(ص) بر دو منبع اصلی فهم اسلام یعنی کتاب و سنّت مبتنی می‌سازد. آیت‌الله جوادی در تفسیر قرآن خویش، شأن نزول چندین آیه را درباره امیرالمؤمنین علی(ع) می‌داند که یکی از بارزترین آنها، آیه ولایت است که به اتفاق و شیعه و اهل سنت در شأن امیرالمؤمنین نازل شده است. خداوند در این آیه می‌فرماید:  «انّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصّلوه و یؤتون الزّکوه و هم راکعون»[۴]. ایشان در تحقیق معنای این آیه تصریح می‌کند که ولایت به معنای دوستی صرف نیست، چرا که اگر چنین بود اختصاص به خدا و پیغمبر نداشت و باید مؤمنان هم ذکر می‌شدند. بلکه ولایت باید معنایی خاص داشته که با معنای انحصاری سازگار باشد که با توجه به مفاد آیه، جز معنای سرپرستی و ولایت شرعی که مخصوص به خدا، رسول و گروهی خاص از مؤمنان است، منظور نیست. بنابراین با توجه به شأن نزول آیه، باید گفت خداوند که ولیّ مستقل مردم است، همین ولایت را برای رسول خدا و علی(ع) جعل نموده است.[۵] ایشان با توجه به تفسیر این آیه کریمه، ولایت منظور نظر را اعمّ از ولایت تشریعی و تکوینی می‌داند و می‌گوید:

«ولایتی که در آیه «انّما ولیّکم الله و رسوله…» به خداوند اسناد داده شده، اعمّ از ولایت تشریعی و تکوینی است. یعنی خداوند با آنکه بر اساس محبّت، عهده‌دار تشریع قانون و بیان چگونگی اجرای آن برای مردم است، تکوینا نیز در آنها تصرّف می‌کند. مثلا به زنده کردن، میراندن، دخل و تصرّف، بی‌نیاز کردن و توانا ساختن آنان می‌پردازد. ولایت رسول خدا(ص) و علی(ع) نیز اعمّ از ولایت تشریع و تکوین است؛ زیرا وحدت سیاق داخلی آیه اقتضا می‌کند که ولایت رسول خدا و علی(ع) از نوع ولایت خداوند باشد وگرنه از ولایت آنان به طرز دیگری تعبیر می‌شد».[۶]

همچنین ایشان تأکید می‌کند که از همین آیه، ولایت امامان معصوم دیگر نیز فهمیده می‌شود و امامت دیگر امامان شیعیان بدون پشتوانه نیست. همانطور که در احادیثی از پیامبر اکرم و ائمه هدی بر این موضوع تأکید شده است که امامان شیعه همگی از صلب امیرالمؤمنین علی(ع) هستند و حتی در برخی از روایات نام ایشان به تفصیل ثبت و ضبط شده است.

 

تفاوت باور شیعیان و اهل سنت به مسأله امامت

اگر چه وهابیت نگاهی غرض‌ورزانه نسبت به ماهیت امامت شیعی ارائه کرده و باورهای اهل سنت را دست‌مایه اغراض خود نموده است، اما نکته‌ای که در این میان باید در نظر داشت و در آثار آیت‌الله العظمی جوادی آملی نیز بدان اشاره شده، آن است که بخشی از تفاسیر غلط اهل سنت نسبت به مسأله امامت ناشی از تفاوت نوع نگرش امامیه و اهل سنت نسبت به مسأله امامت است. از نگاه آیت‌الله جوادی آملی امامت چه به صورت بحث کلامی مطرح شود، چه به صورت مسأله‌ای فلسفی و یا عرفانی، از مسائل اعتقادی است که در ردیف بحث از اوصاف و افعال خداوند قرار دارد. بنابرین از نگاه شیعیان امامت مسأله‌ای اصلی است و نه فرعی. آیت‌الله جوادی تصریح می‌کند که تغییر مسیر تاریخی امامت در بین مسلمین زمینه یک تغییر نگرش عمیق نسبت به امامت بود:

«قبل از آنکه به شرایط امامت دست برده شود و پیش از آنکه به اوصاف امام خدشه‌ای وارد گردد و سرانجام امام از عرش خلیفه‌اللهی به فرش خلیفه‌النّاسی تنزّل کرده، امام معصوم راستین از صحنه خارج شود و خلیفه را در سقیفه بسازند، مسأله امامت را از اوج اصلی و کلامی بودن به حضیض فرعی و فقهی شدن کشاندند و او را از فعل خدایی به فعل خلقی سقوط دادند و انتصاب الهی را به انتخاب مردمی مبدّل ساختند. سپس هر زمامداری را امام دانستند و اطاعتش را فرض عین و عین فرض پنداشتند و صنیع خود را همتای خدا و پیامبر(ص) انگاشتند و اطاعت هر سه را همسان دانستند.»[۷]

از همین رو است که نه تنها در تعیین امام بلکه در شؤون امام نیز بین دو فرقه مسلمانان تفاوت‌های عمیقی دیده می‌شود. بر خلاف باور اهل سنت که امام را فردی جایزالخطا می‌دانند، اما اساسا امامت در میان امامیه عمیقا با مفهوم «عصمت» گره خورده است. آن‌گونه که آیت‌الله جوادی توضیح می‌دهد عصمت شهود خاصی است که انسان را از گناه باز می‌دارد. چرا که امام ادامه دهنده راهی است که پیامبر(ص) پایه گذاری نمود و هر گونه خطا و اشتباه در برداشت از حق، یا در ارائه طریق حق به خلق موجب نقصان در هدف می‌‎شود. از همین رو باید خود امام از خطا و اشتباه و گناه معصوم باشد تا مردم نیز بتوانند به امام اعتماد کنند. آیت‌الله جوادی تصریح می‌کند:

«امیرالمؤمنین(ع) هم صحیح می‌فهمد و هم به فهمیده‌ها درست عمل می‌کند و در حرم امن فهم او، نه جهل قصوری و تقصیری یا سهو خطای در تطبیق راه پیدا می‌کرد و نه در حرم امن عملی آن حضرت(ع) خطا و عصیان و نسیان و یا عمدی راه می‌یافت.»[۸]

همچنین احراز امامت امام معصوم تنها از دو راه امکان پذیر است: یا اعجاز فعلی یا قولی مانند خبر دادن از غیب و یا نصّ قطعی از معصوم قبلی. اما به هیچ وجه نمی‌توان امام را با رأی مردم انتخاب کرد. چرا که آن‌طور که در احادیث منقول از امامان شیعه رسیده است، ولایت و امامت کلید دست‌یابی به حقیقت دیگر اصول اسلام است.

 

باور به تولّی و تبرّی

بر اساس باور آیت‌الله جوادی آملی طبعا اگر اصل ولایت ائمه را به عنوان یک باور لازم بپذیریم باید نسبت به دوستان آنان ابراز دوستی و نسبت به دشمنان‌‌شان ابراز برائت کنیم. شایان ذکر است که تبرّی از ریشه «برء» و به معنای «فاصله گرفتن انسان از چیزی که خوش ندارد با آن باشد» است. البته در برائت معنای عداوت نیز اشراب شده است و آیت‌الله جوادی اشاره می‌کند که برائت خداوند و رسول اکرم از مشرکان از همین قبیل است.[۹]

در حقیقت تولّی نسبت به اولیای الهی و تبرّی نسبت به دشمنان آنان به میزان معرفت و شناخت آنان از حقیقت ولایت دوستان الهی و دشمنان آنان مرتبط است. و برخورداری از شفاعت معصومین(ع) مبتنی بر همین امر برشمرده شده است. آیت‌الله جوادی آملی تصریح می‌کند:

«در مکتب امامیه تمام کلمات حق و نافع به کلمه توحید برمی‌گردد و تمامیت کلمه توحید مشروط به تولّی ولایتِ توحید مداران واقعی، یعنی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) است.»[۱۰]

نکته دیگر آنکه تولّی و تبرّی در نگاه آیت‌الله جوادی آملی تنها اثر شخصی و اخروی نداشته، بلکه در این دنیا نیز موجب قوام و نظم جامعه می‌شود؛ چرا که این دو اصل مبتنی بر شناخت است. ایشان می‌گوید:

«تولّی و تبرّی از عناصر محوری مکتب اسلام است (و) بدون معرفت علمی و عقل عملی حاصل نمی‌شود؛ چون دوستی کسی یا دشمنی شخصی، مرهون معرفت به اوست و شخص یا چیزی که مجهول است ممکن است به جای دوستی مورد دشمنی قرار گیرد.»[۱۱]

نکته دیگر آنکه اگر چه شیخ عبدالعزیز کامل باور شیعیان به زیارت را به نقد می‌کشد؛ اما از دید آیت‌الله جوادی آملی زیارت خلیفه الله که مصداقی از تولّی است، صبغه‌ ملکوتی دارد. از همین رو حتی لازم نیست که به نزد قبر امام رفته و از نزدیک زیارت نمود، بلکه همانطور که در روایات نیز آمده است، از راه دور نیز می‌توان به زیارت معصومین(ع) رفت؛[۱۲] همانطور که همه مسلمانان در نماز  با ذکر «السلام علیک أیها النبی و رحمه الله و برکاته» به زیارت پیامبر(ص) می‌روند.

همچنین ایشان متذکر می‌شوند که تولّی درباره خود معصومین(ع) نباید به غلوّ کشیده شود چرا که این مسأله شدیدا مورد مخالفت خود پیامبر(ص) و ائمه اطهار بوده است. آن‌گونه که آیت‌الله جوادی توضیح می‌دهد غلو زاییده جهل گروهی از افراد در افراط یا تفریط در باورهای حق بوده است که هر دو گروه نیز به هلاکت رسیده‌اند. غالیان افراطی معصومین را در حدّ الوهیت بالا برده و می‌پرستند و اهل تفریط، حق ایشان را پاس نمی‌دارند.[۱۳] همان چیزی که در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) نیز نمود پیدا کرد و ایشان فرمود: هلک فیّ رجلان: محبّ غال و مبغض قال.

آنطور که آیت‌الله جوادی آملی توضیح می‌دهد این تحریفات در دین اسلام و مذهب تشیع به وجود نیامد، بلکه در مسیحیت نیز شاهد همین افراط و تفریط‌‌ها هستیم؛ همان چیزی که در آیات قرآن کریم نیز بدان اشاره شده است. «خداوند می‌فرماید چرا درباره عیسی غلوّ می‌کنید. او را «ابن الله» می‌دانید و «ثالث ثلاثه» درباره خدا قائلید؟!»[۱۴]

 

تقیه و باور شیعه

همچنین شیخ کامل باور شیعیان به تقیه را به نقد می‌کشد و آن را دروغ‌گویی شیعه می‌داند، اما آیت‌الله جوادی آملی درباره تقیه به تفصیل سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که این باور اساسا غلط است، چرا که تقیه شیعیان پاسخی کاملا سیاسی به وضعیت ظالمانه موجود حکّام علیه شیعیان بود. رویکردی که نه تنها در مورد شیعیان یک دستور بوده است بلکه در صدر اسلام و حتی در ادیان الهی پیشین نیز مورد توجه حق‌مداران بوده است. برای نمونه آیت‌الله جوادی به آیه  ۲۸ سوره غافر استناد می‌کند که داستان مؤمن آل فرعون را در قرآن نقل نموده و صریحا از این عبارت که «و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه» استفاده نموده است. آیت‌الله جوادی می‌گوید:

«برپایه این آیه، تقیه از خطوط کلّی «دین» ـ یعنی اسلام ـ است؛ نه شرعه و منهاج، تا به مذهبی خاص مربوط باشد، چنان که در ادیان ابراهیمی (مذاهب و مکاتب) نیز تقیه بوده است.»[۱۵]

همچنین عناوین دیگری همچون «اضطرار» نیز بر تقیه صدق می‌کند. آیت‌الله جوادی آملی در تفسیر آیه ۱۱۹ سوره انعام می‌گوید:

«این آیه درباره ذبیحه و میته است؛ امّا حکم (إلاّ مَا اضطُرِرتُم) هرگز به میته و ذبیحه و مانند آنها اختصاص ندارد، بلکه به طور کلّی در حال اضطرار می توان موقّتاً واجبی را ترک کرد یا حرامی را مرتکب شد، چون معیار حجیّت، اطلاقِ وارد است نه خصوصیّت مورد.»[۱۶]

همچنین آیت‌الله جوادی توضیح می‌دهد که تقیه دستوری دینی است که خود پیامبر(ص) به پیروانش برای حفظ دین‌شان داده است. ایشان روایتی را به نقل از امام حسن عسکری از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که در آن، پیامبر اکرم ضمن دستور به پذیرش ولایت اهل بیت دستور به تقیه می‌دهند تا از شرور خلق در امان بمانند.[۱۷] در عین حال آیت‌الله جوادی تصریح می‌کند که تقیه برای حفظ جان واجب شده است و اگر تقیه باعث در خطر افتادن جان دیگران شود[۱۸] و یا اصل دین در خطر باشد جای تقیّه نیست و نمی‌توان گفت که چون خطر در پیش است باید صبر کرد.[۱۹]

 

توهم تحریف قرآن

یکی دیگر از افترائاتی که عبدالعزیز بن کامل نسبت به شیعیان مطرح می‌نماید باور به تحریف قرآن است. باوری که از نگاه آیت‌الله العظمی جوادی آملی یک توهم و تهمتی علیه شیعیان است. ایشان توضیح می‌دهد بعضی روایاتی که در این باب در منابع شیعی وارد شده است، کاملا ضعیف و غیر قابل استناد است. همچنین تحریف قرآن با حکم عقل نیز سازگار نیست. ایشان تصریح می‌کند:

«توهّم تحریف قرآن کریم، بسیار نارواست، زیرا براساس ادله عقلی متقن و نیز آیات قرآن و روایات معتبر، بطلان آن به اثبات رسیده است. به حکم عقل، آخرین کتاب هدایت بشر باید از هرگونه تحریف مصون باشد، چون سلسله پیامبران به پایان رسیده و راه وحی بسته شده است و در صورت تحریف آخرین کتاب آسمانی مردم گرفتار گمراهی و تباهی خواهند شد و این با لطف و حکمت الهی و نیز با برهان نبوّت عام سازگار نیست که اقتضا می کند خدای متعالی در هر زمانی مردم را به دست فرستادگانش هدایت کند، زیرا عقلاً محال است که خداوند آخرین پیامبر و کتاب خود را بفرستد و آن ها تحریف شوند؛ اما پیامبر و کتاب دیگری نفرستد.»[۲۰]

 

نتیجه:

اگر چه شیخ عبدالعزیز کامل قصد دارد نشان دهد باورهای شیعیان بر خلاف باورهای اسلامی است، اما با دقت در کلمات آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی می‌توان دریافت آنچه شیخ کامل درباره شیعه می‌گوید مجموعه‌ای از توهمات و تهمت‌هایی است که با دیدگاه علمی قابل اثبات نیست و تأکید اصلی فرقه شیعه که توسط پیامبر اکرم(ص) پایه گذاری شده است بر مفاهیم اصیل اسلامی بوده است.

 

منابع :

[۱] . درباره باور اهل سنت نسبت به عبدالله بن سبا ن.ک: عبدالله بن سبا و امامه علی رضی الله عنه، علی بن عبدالرحمن سلمان.

[۲] . حتی لایستباح الحرم(قراءه حالیه و مستقبلیه فی أبعاد المشروع الایرانی)، د.عبدالعزیز مصطفی کامل، الطبعه الاولی، ۲۰۱۶، ص ۲۲

[۳] . همان، ص ۲۵

[۴] . سوره مائده، آیه ۵۵

[۵]. ولایت علوی، ص ۳۲

[۶] . ولایت علوی، ص ۴۳

[۷] . سرچشمه اندیشه، ج۴، ص ۲۱۳

[۸] . شمیم ولایت، ص ۴۵۶

[۹] . تسنیم، ج ۸، ص ۳۱۷

[۱۰] . تسنیم، ج۳، ص ۴۴۳

[۱۱] . تسنیم، ج۴، ص ۴۳۷

[۱۲] . تسنیم، ج۶، ص ۲۸۹

[۱۳] . تسنیم، ج۱۴، ص ۶۸۰

[۱۴] . زن در آینه جلال و جمال، ص ۱۱۶

[۱۵] . تسنیم، ج۱۳، ص ۶۳۹

[۱۶] . همان

[۱۷] . تسنیم، ج ۴، ص ۵۴۶

[۱۸] . تسنیم، ج۱۳، ص ۶۷۱

[۱۹] . تسنیم، ج ۱۳، ص ۵۰۷

[۲۰] . تسنیم، ج۱۷، ص ۲۵۲

لینک کوتاه این مطلب :